X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مدیریت آموزشی و مدیریت آموزش عالی

خود تخریبی در حرفه دانشگاهی

Self-Sabotage in the Academic Career

خود تخریبی در حرفه دانشگاهی 

ترجمه: ایوب موحدزاده 

۹۲/۰۳/۱۱

                


ما انسان ها گاهی بدترین دشمنان خود هستیم. این جمله در آموزش عالی می تواند معنای خاصی داشته باشد. دکتر رابرت جی. استنبرگ (Robert J. Sternberg)  پانزده روش را که اساتید و اعضای هیئت علمی تازه کار با انجام دادن آنها سرنوشت و آینده‌ی حرفه‌ای خود را دچار تردید می کنند، به خوبی مطرح می کند. وی سی سال تجربه تدریس و پنج سال سابقه ریاست دانشگاه را داشته است. وی اکنون معاون ارشد رئیس دانشگاه ایالتی اوکلاهما (Oklahoma) و یک استاد روانشناسی و علوم تربیتی (psychology and education) می‌باشد. به گفته ایشان اغلب دانشگاهیان بدون اینکه بدانند، در حال خود تخریبی می باشند. در ادامه به 15 روش که شما می توانید به بهترین شکل خود را تخریب کنید اشاره می شود:

1.     شما بدنبال منتورهای متعدد (multiple mentors) نمی روید.

تعداد بسیار زیادی از اعضای هیئت علمی به صندلی خود تکیه  داده و منتظر راهنمایی و مشاوره مدیر گروه یا کمیته های ارتقاء هستند. دانشگاهیان موفق، در ابتدایی حرفه خود، بدنبال چند منتور می گردند که می تواند از گروه های دیگر به غیر گروه خود باشد. شما باید بدنبال مشاوران مختلف جهت کمک گرفتن باشد –آنها را از خوب به بد رتبه بندی کنید- و  در مقابل بهسازی حرفه‌ای خود مسئول باشید.

2.     شما بدنبال ارزیابی های بیرونی نیستید.

برخی از دانشگاهیان(اعضاء هیئت علمی) تازه کار، برای اولین بار ممکن است در طول تصدی خود،  یک بازخورد رسمی بیرونی را تجربه کنند. چه حسی می تواند فرد داشته باشد: آن خیلی دیر است. شما نیازمند ارزیابی های بیرونی متعدد در شروع زندگی حرفه ای خود هستید- از طریق بررسی مقالات و پروپوزال های خود که از طریق همکاران حوزه تخصصی شما صورت می‌گیرد. اگر شما این کارها را انجام ندهید، شما خود را برای یک شکست آماده می کنید.

3.     برای به چاپ رساندن دست آوردهای علمی خود کمالگرا یا بی مبالات هستید.

هر کسی می خواهد یک مقاله یا کتاب تمام عیار بنویسد، اما هیچ کس این کار را نمی کند. مدتها برای چاپ مقاله منتظر می مانید، به احتمال زیاد شخصی دیگر از طریق ایده‌ای مشابهِ ایده‌ی شما می‌خواهد شما را مغلوب کند.  علاوه بر این، تاریخ مصرف بسیاری از پژوهش ها به پایان می رسد. و اگر قرار باشد خیلی منتظر انتشار کار خود باشید، عذاب آور خواهد بود. که باز هم ممکن است مورد پذیرش قرار نگیرد یا از شما خواسته شود که مقاله خود را بازنگری کنید. همچنین ممکن است کمیته ارتقاء از شما آماده کردن یک رزومه را بخواهند که این نیز باز وقت شما را خواهد گرفت. مقالات یا کتاب خود را به بهترین شکل بنویسید و منتظر نباشید: آنرا خیلی سریع انتشار خواهید داد. و به یاد داشته باشید که  موضوع کیفیت تاثیر بیشتری دارد تا کمیت.

4.     آیا شما زمان بازنگری مقاله را خیلی طول می دهید؟ یا آنرا با عجله انجام می دهید؟

تعداد بسیار کمی از مقالات در اولین دور مورد پذیرش مجلات جهت انتشار قرار می گیرند. معمولاً شما باید انتظار اصلاحیه یک بار یا بیشتر را اعم از کتاب، مقاله یا پروپوزال‌های کمک تحصیلی (Grant Proposals) داشته باشد. اگر شما زمان اصلاح و بازنگری دست آورد علمی خود را خیلی طول دهید، شما حرکت در مسیر شغلی خود را دشوار ‌کرده اید. سردبیران و پنل های بررسی گرنت ممکن است تغییر کنند، پس باید بدانید که داورانی که اخیراً کار شما را ارزیابی کرده اند ممکن است بدنبال مواردی متفاوت نسبت به داورانی که قبلاً کار شما را بررسی کرده‌اند باشند؛ لذا ممکن است بیشتر اصلاحی‌ها و بازنگری هایی که شما انجام داده‌اید بیهوده صورت گرفته باشد. پس کار بازنگری دست‌آوردهای خود را خیلی طول ندهید و از طرفی دیگر خیلی شتاب زده عمل نکنید و به دقت به انتقاداتی که با کار شما شده است توجه کنید. و اگر شما مخالف نظرات سردبیر یا کمیته داوری هستید، می توانید دلیل آنرا جویا شوید و سریع عصبانی نشوید.

5.     شما بیش از حد - یا خیلی کمتر از حد معمول- به ارتباطات فردی توجه می کنید.

برخی از دانشگاهیان (اعضاء هیئت علمی) در ابتدایی شروع حرفه‌ی خود درگیر کارشان می شوند و از ارتباط برقرار کردن با همکاران خود در گروه چشم پوشی می کنند. و یا اینکه گستاخانه علیه یکدیگر عمل می‌کنند و معتقدند که موفقیت حرفه‌ای تنها بستگی به کیفیت کار آنها دارد. هر دو مورد اشتباه است. گروه‌های آموزشی ترجیح می‌دهند افرادی را ارتقاء دهند که خود را سازگار و منطبق می کند – که کمک کننده‌‌ی حیات گروه، دانشگاه یا موسسه آموزش عالی هستند. از سوی دیگر اختصاص دادن زمان زیاد به روابط فردی یک اشتباه است.

6.     شما قادر به درک هنجارهای فرهنگی موسسه آموزش عالی‌تان هستید.

آنچه که در آیین نامه ارتقاء برای موفقیت شما نوشته شده است و چیزهایی که  ممکن است برای ارتقاء شما مد نظر قرار بگیرد، از یک دانشگاه یا موسسه آموزش عالی  تا دانشگاه و موسسه آموزش عالی دیگر متفاوت است. شما نیازمند آگاهی از هنجارهای فرهنگی غیر‌رسمی دانشگاه یا موسسه آموزش عالی خود هستید، و نه صرفا دانستن هنجارهای فرهنگی رسمی، نه فقط دانستن آیین نامه‌های ارتقاء. بسیار حائز اهمیت است که هوشیار بوده و متوجه دانش و اطلاعات ضمنی و بیان نشده شوید که این مهم را صرفاً تجربه به شما یاد می دهد.

7.     شما به اندازه کافی در بیرون از موسسه آموزش عالی خود شناخته شده نیستید.

افراد مهم در حوزه تخصصی شما که بیرون از دانشگاه یا موسسه آموزش عالی شما هستند باید بدانند که شما چه کسانی هستید، چونکه آنها افرادی هستند که میخواهند در مورد شما جهت تصدی و یا ارتقاء چیزی بنویسند. البته شهرت درون سازمانی  جزء شاخص های بسیار  مهم است. وقتی که از یک استاد که به دنبال استخدام رسمی یا ارتقاء است، چند توصیه نامه بیرونی خواسته شود، و نتواند چیزی ارائه کند، این نشانه بدی می تواند باشد.

8.     شما فاقد انعطاف پذیری در برخورد با شکست ها هستید.

در هر شغل دانشگاهی، سوال این نیست که آیا شما شکست هایی داشته اید؛ بلکه این سوال پرسیده می‌شود که وقتی شکست خوردید چه اقدامی انجام داده‌اید. ممکن است مقالات، کتاب‌ها، و طرح های گرنت شما مورد پذیرش قرار نگیرد و رد شود، و یا اینکه درس‌های شما ضعیف دریافت شود؛ صحبت‌های شما برای مخاطبان شما دلسرد کننده باشد. مشاغل دانشگاهی جای افرادی که قلب ضعیفی دارند، نیست. افرادی که بیشترین موفقیت را در دانشگاه کسب می‌کنند، هوشمندانی منطقی و حداقل خلاق هستند. استادان شکست خورده، ممکن است باهوش و خلاق باشند اما در مواجهه با چالش ها، زود دست خود را به نشانه تسلیم بالا می برند.

9.     شما درگیر یکی از پر مناقشه ترین مسائل سیاسی گروه بوده اید.

تا جایی که امکان دارد وارد این مسائل نشوید. صبر کنید تا زمانی که استخدامتان رسمی شود، یا بهتر اینکه، کاری به این مسائل نداشته باشید. شما باید زمان خود را صرف کارهای بهتری کنید. اگر اساتید ارشد سعی می‌کنند شما را درگیر مسئله کنند، تقاضا کنید که استثنائاً شما را وارد قضیه نکنند.

10. شما بیش از حد خودخواه یا بیش از اندازه فداکار هستید.

اعضای گروه آموزشی به سرعت افراد خود خواه را از جمع خود خارج می کنند. افراد گروه دوست ندارند فردی خودخواه را اطراف خود داشته باشند. خودخواهان کسانی هستند که هرگز وقتی را برای دیگران صرف نمی‌کنند، و وقتی هم چنین کاری می کنند، اعتبار فرد را پایین می آورند، یا بدتر، سرقت ادبی می کنند. یعنی به همان اندازه لطف ایشان ممکن است مخاطره آمیز باشد. از سوی دیگر شما می‌خواهید در بین همکاران خود، به فردی مشهور در یاری‌رساندن و فداکار بودن تبدیل شوید، شما نمی توانید در حالیکه کار خودتان نیمه کاره است و  هنوز انجام نشده رها کنید و به کار دیگران بپردازید. مخصوصاً دانشگاهیان بدلیل داشتن مهارت‌های فنی و تخصص بالا،  ممکن است در این زمینه متضرر شوند. بسیار دشوار است ارتقاء یافتن بر مبنای مهارت‌های فنی‌ای که شما داشته‌اید اما خرج کمک به همکارانتان شده است.

11. شما بند پارادایم حاصل از رساله‌ی خود شده اید.

شاغلان علمی و دانشگاهی دچار لغزش می شوند اگر آنها فقط یک نقش را بازی کنند. از بدو ورود شما، شما حداقل به یک نقش دیگر نیاز دارید - نوشتن یک کتاب دیگر، یک پارادایم پژوهشی دیگر، یک عنوان جدید جهت پژوهش، یک برنامه درسی جدید. اگر شما در دید دیگران بعنوان فردی که صرفاً دارای یک نوع ایده علمی است آینده‌ی شغلی شما کمی به خطر خواهد افتاد. و البته، شما اینگونه هستید!

12. شما همکاری خیلی زیادی با همکاران دانشکده (School) یا همکاران فوق‌دکترا دارید.

به عنوان یک عضو هیئت علمی، از شما انتظار می‌رود که  افزایش استقلال خود را نشان دهید. این اشتباه را نکنید که به بهانه‌ی توسعه‌ و رشد خود، همکاری شدیدی با همکاران یا منتورهای فوق‌دکترا (postdoctoral mentors) دارید. نکته‌ای که در اینجا باید خیلی به آن توجه کرد این است که شما هرگز استقلال نخواهید یافت مگر اینکه هویت حرفه‌ای خود را، خودتان آغاز نکنید. برخی همکاری های با آنها خوب است، اما محدودش کنید.

13.شما دارای یک برنامه پژوهشی فشرده هستید.

شما نیاز به تعداد خاصی دست‌آورد علمیِ منتشر شده دارید، اما از سوی دیگر به یک برنامه سازمان یافته و منطقی نیز نیازمند هستید. اگر موضوع پژوهش متناقض و یا اینکه ضعیفی داشته باشید، اساتید شگفت زده خواهند شد که شما بعنوان یک محقق به آینده روشنی دست یابید، یا اگر شما تنها کسی هستید که خیلی سریع از یک پروژه به پروژه‌ای دیگر می‌روید، بی هدفانه به سمت تحقیقات رفته اید.

14.هر شکل از عدم امانت داری علمی توسط شما صورت بگیرد، شما مقصر هستید.

اگر شما به هر شکلی گرفتار یک تقلب علمی شوید، تنها یک توصیف برای بیان کار شما وجود دارد: کارِتان تمام است. جبران مافات در دانشگاه به خاطر عدم امانت‌داری و عدم صداقت بسیار دشوار است. در این مسیر قدم بر ندارید.

15. شما خود را بخوبی نشناخته باشید.

بعنوان یک فرد دانشگاهی، اگر سعی می کنید دیگران را خشنود و خوشحال کنید، در واقع شما هیچکس را خوشنود نمی‌کنید. بنابراین کشف کنید آنچرا که در آن بهترین هستید و روی آن سرمایه گذاری کنید.  چیز‌های را که نمی توانید بخوبی انجام دهید اصلاح یا جبران کنید. اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی در چیزهای که باید ارزیابی کنید ماهر شده‌اید، آن هم وقتی که روی آن موضوعات افراد خبره ای وجود دارد.

 

منبع: chronicle of higher education، April 29, 2013