شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : شنبه 8 بهمن 1390 در ساعت 15:29
نویسنده : ایوب موحدزاده-Aiuob Movahedzadeh
عنوان : بین المللی شدن آموزش عالی

بین المللی شدن آموزش عالی: واقعیت‌ها و تلویحات

The Internationalization off Higher Education:

Realities and Implications

نویسندگان:

Professor Morshidi Sirat

Dr. Sarjit Kaur

 

ترجمه: ایوب موحدزاده

مقدمه

امروزه موضوع بین المللی شدنِ آموزش عالی تبدیل به موضوع مهم و رو به گسترشی در اکثر کشور‌های جهان شده است (Sarjit, Morshidi and Norzaini، در دست چاپ). طی دو دهه گذشته، فعالیت های بیشتر دانشگاه‌های بین‌المللی از لحاظ حجم، وسعت و پیچیدگی گسترده شده است. امروزه بیشتر نشانه‌های بین‌المللی شدن همچون افزایش تحصیل در خارج از کشور، افزایش دانشگاه‌های کشور‌های توسعه یافته با تأسیس مراکز برون‌مرزی در کشور‌های در حال توسعه و تولید برنامه‌های آموزشی در مقیاس جهانی را می‌توان به خوبی مشاهده کرد. طرفداران چنین پیشرفت‌هایی بیان می‌کنند که بین‌المللی شدن آموزش عالی، بستر و فرصت خوبی را برای دسترسی گسترده‌ی دانشجویان مستحق، بخصوص دانشجویان کشور‌هایی با سیستم‌های آموزش عالی ضعیف فراهم می‌کند. از سوی دیگر، کسانی که با اقدامات و فعالیت‌های بین‌المللی شدن در تضاد هستند، بین‌المللی شدن را علامت غیر مطلوبی می‌دانند که باعث می‌شود آموزش عالی یک کالای مبادلاتی و خصوصی انگاشته شود وقتی که آن باید کالایی عمومی باقی بماند.

 

روند‌ها و پیشرفت‌ها

متخصصان آموزش عالی اعتراف می‌کنند که سرمایه جهانی، سرمایه‌گذاری سنگین و گسترده‌ای در صنعت دانش از جمله آموزش عالی و آموزش حرفه‌ای صورت داده است (Altbach and Knight, 2006). دور از انتظار نیست که این سرمایه‌گذاری انعکاس دهنده ظهور «جامعه دانشی[1]»، پیدایش بخش‌های خدماتی و وابستگی بیشتر جوامع روی تولیدات دانش و تربیت نیروی انسانی حرفه‌ای برای رشد اقتصادی باشد.

در ذیل به روند‌های اصلی که به توسعه و پیشبرد بین‌المللی شدن کمک می‌کند اشاره شده است:

  • نقل و انتقال دانشجویان (افزایش تحصیل دانشجویان در خارج از کشور‌های بومی خود)؛
  • نقل و انتفال کارکنان (رایج شدن مفهوم «چرخش فکری[2]» از طریق شناخت متخصصانی که در کشور‌های خارجی مشغول بوده و در موعد مقرری باید به کشور خود بازگردند)؛
  • آموزش فراملی[3] (تأسیس دانشگاه‌ها در مکان‌های برون‌مرزی؛ کشور‌های پیشگام در این زمینه ایالت متحده آمریکا، انگلستان و استرالیا می‌باشد)؛
  • افزایش فعالیت‌های تدریس بین المللی (که در موضوعات حرفه‌ای همچون IT و کسب و کار[4] شدت یافته است
  • همکاری بین المللی در پژوهش.

عوامل اصلی و زیربنایی

پایه های اصلی پیشرفت و تحولات فوق الذکر را باید در تغییر کشش و تمایلات دولت‌ها، موسسات آموزشی و تک تک دانشجویان جستجو کرد که تأثیر زیادی را در بازارا و رقابت جهانی به‌جا گذاشته‌اند. مسلماً هر کشوری در محدوده سیستم‌های آموزش عالی خویش، کشش سیاسی و اقتصادی مربوط به خود را دارد، که به نوبه خود از آنچه که بصورت بین المللی اتفاق می‌افتد، تأثیر می‌پذیرد. اغلب تا اندازه‌ای، سیاست‌های دولت تمایل زیادی به نفوذ در ظرفیت و پاسخ‌دهی سیستم‌ آموزش عالی داخلی در برآورده کردن تقاضای داخلی دارد. اگر ظرفیت آن برای تقاضای داخلی بسیار محدود باشد و یا اگر دولت چهارچوب و برنامه‌ای برای تأمین‌کنندگان خصوصی آموزش عالی داخلی نداشته باشد، بخشی از دانشجویان آنها باید تحصیلات تکمیلی خود را درکشور‌های خارجی ادامه دهند (Hatakenaka, 2006).

همچنین نظارت و نیاز به تضمین کیفیت چنین کشور‌هایی می‌تواند تأثیر زیادی روی شیوه و رفتار موسسات آموزشی خارجی که فعالیت‌هایشان در این کشور‌ها شکل گرفته است داشته باشد. سیاست‌های دولت برای کشور‌های صادر کننده، سطحی از رقابت داخلی را در میان موسسات آموزش عالی هم برای دانشجویان و هم برای صندوق[5] (کمک‌های) دولتی شکل می‌دهد. برای کشور‌های توسعه یافته، منافع و کشش‌های اقتصادی و ژئوپالیتیکی (جغرافیای سیاسی) موجب مبناهای منطقی خاصی می‌شود که کشور‌های صادرکننده جهت درهم آمیزی بین‌المللی آن را اتخاذ می‌کنند. مطابق با سازمان تعاون و توسعه اقتصادی[6] (OECDکشور‌های توسعه یافته 3 نوع دلیل و توجیح منطقی برای حمایت از فعالیت‌های بین‌المللی خود دارند که هیچ یک در تناقض با یکدیگر نمی‌باشند:

1) توسعه درک متقابل، 2) جذب نیروی انسانی و 3) تولید درآمد.

 

پیامد‌ها

بیشترین پیامد چشم‌گیر در چنین تحولات بازار محور[7] این است که بین المللی شدن بین کشور‌ها و بین تک تک افراد بطور نابرابر توزیع می‌شود. تا آنجا که وارد کننده  دچار نگرانی شده، و امکان انتخاب برای کشور‌ها یا افراد فقیر، محدودتر خواهد شد. در حالی که کشور‌های بزرگ‌تر چشم انداز بهتری جهت رقابت در جلب موسسات خارج از کشور را خواهند داشت. با بیشتر شدن فرصت‌های همراه با آموزش عالی (که اغلب از لحاظ استانداراد یکسان نیستند)، آمیخته شدن موسسات خارجی باعث سیاست‌گذاری در آموزش عالی بغرنج و پرمسئله کشور‌های متوسط از لحاظ توسعه یافتگی می‌شود. در ضمن، اگرچه تحولات بازار گرا[8] برای گسترده کردن فعالیت هایی(همچون آموزش حرفه‌ای) که دانشجویان حاضر به صرف هزینه بابت آنها هستند، می‌تواند مفید باشد، ممکن است آن باعث یک عدم تعادل در ارائه فعالیت‌هایی (همچون موضوعات پژوهشی و غیر حرفه‌ای) شود که دانشجویان خیلی حاضر به صرف هزینه در آنها نباشند. در مقابل چنین زمینه‌ای، سنت رایج باز بود و آزادی[9] و همکاری در آموزش عالی منجر به حرکت و جریانان‌های «آزادی» چندگانه[10]، همچون طرح های دانش آزاد[11] و درس‌افزار‌های آزاد ام‌‌آی‌ تی[12] شده است ((Hatakenaka, 2006.

 

نتیجه

اگرچه فعالیت های بین المللی می‌تواند مزیت‌های چشم‌گیری داشته باشد، اما ریسک‌هایی نیز  در پی دارد. در مرحله ورود، مزایای اصلی آن افزایش دسترسی دانشجویان  و مجموعه‌ی بین المللی از کاندیداها به آموزش عالی است. شهروندان کشور‌هایی که دارای سیستم آموزش عالی بدون توسعه هستند می‌توانند به آموزش عالی‌ای با کیفیت بالاتر دسترسی پیدا کنند و قادر خواهند بود به ساخت ظرفیت داخلی خود کمک کنند. در حالیکه، ریسک می‌تواند توزیع نابرابر فرصت‌های بین المللی در بین سطح ملی و فردی باشد. در مرحله فرآیند، مزیت‌های اصلی می‌تواند همکاری بین‌المللی بین کشور‌های برون‌مرزی، شکل گرفتن پردیس‌ها (محیط‌های) چند فرهنگی و بین المللی شدن برنامه‌آموزشی باشد. در مرحله پایانی یکی از مزایای مهم جهانی می‌تواند افزایش منابع انسانی در حوزه‌های حرفه‌ای که تقاضا در آن زیاد است ‌باشد، در حالیکه تمرکز زیاد روی چنین موضوعاتی می‌تواند موجب عدم پراکندگی در سطوح سازمانی، ملی و جهانی ‌شود. بین‌المللی شدن یک «نیروی اصلی در آموزش عالی» باقی خواهد ماند، هرچند «آهنگ حرکت آن مبهم است» (Altbach and Knight, 2006: 8).

 

منابع:

Altbach, P.G. and Knight, J. (2006). The Internationalization of Higher Education: Motivations and Realities. The NEA 2006 Almanac of Higher Education.

Hatakenaka, S. (2004). Internationalism in Higher Education: A Review. HEPI Higher Education Policy Institute: London.

Sarjit, K. Morshidi, S. and Norzaini, A. (forthcoming). Globalisation and Internationalization of Higher Education in Malaysia. Universiti Sains Malaysia Press, Penang.



[1] knowledge society

[2] brain circulation

[3] Trans-national education

[4] Business

[5] Funds

[6] Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD)

[7] market-driven

[8] market-led

[9] Openness

[10] several ‘open’

[11] Open Knowledge

[12] MIT’s Open CourseWare



زمان ثبت : دوشنبه 26 دی 1390 در ساعت 10:18
نویسنده : ایوب موحدزاده-Aiuob Movahedzadeh
عنوان :


زمان ثبت : پنجشنبه 24 آذر 1390 در ساعت 18:51
نویسنده : ایوب موحدزاده-Aiuob Movahedzadeh
عنوان : رهبری و تئوری منبع شناختی

تئوری منبع شناختی [Cognitive Resource Theory (CRT)]:

هوش [Intelligence] و تجربه و سایر منابع شناختی عوامل موفقیت رهبری هستند. تئوری منابع شناختی پیش‌بینی می‌کند که: 

 v         قابلیت شناختی یک رهبر به عملکرد تیم، درست وقتی که روش رهبر دستوری است کمک می‌کند.

وقتی که رهبر در برنامه ریزی، تصمیم‌گیری، برنامه‌ها و تصمیماتش فاضل‌تر از کار کنان باشد، رهبر بیشتر نیازمند به گفتن اینکه چه باید انجام دهند [دستور دادن] هستند تا موافقت  با کارکنان. وقتی رهبران بهتر از افراد سازمان هستند، آنوقت مناسب ترین روش، روش غیر دستوری می‌باشد، برای مثال: در جایی که آنها به راحتی می‌توانند بحث آزاد داشته و عقاید را مطرح کرده ، بهترین روش را می‌توان شناسایی و بکار برد. 

v         استرس و فشار  در کیفیت تصمیم و بینش رهبری تأثیراتی می‌گذارد.

وقتی که فشار کمی حاکم است، آنوقت ذهن وظیفه خود را بخوبی انجام داده و یک همکاری بهینه و مطلوب را فرآهم می‌آورد. نتنها، در زمان فشار، یک ذهن طبیعی قادر به تشخیص چالش‌ها نیست، بلکه ممکن است اثر منفی نیز داشته باشد. یک دلیل می‌تواند این باشد که یک شخص باهوش بدنبال راه‌حلهای منطقی است که این هم ممکنه سودمند نباشد (و ممکنه یکی از عوامل استرس باشد). در چنین حالتی، رهبری که در اخذ تصمیمات بی‌تجربه است مجبور است به یک روش عجیب و غریب [Unfamiliar] تکیه کند.


 v      تجربه رابطة مستقیمی با کیفیت تصمیم در شرایط پر استرس و فشار دارد.

زمانی که شرایط دارای فشار زیاد و هوشیاری رهبر در سطح پائینی است تجربه موقعیت مشابه، به مدیر در گرفتن تصمیم بدون تفکر دقیق پیرامون موقعیت کمک می‌کند. داشتن تجربه تصمیم در فشار [شرایط متشنج] نیز باعث تسهیل تصمیم‌گیری برای خارج شدن از قدرت ذهنی است.


v        هوشمندی و تجربه رهبر برای کار‌های ساده کارائی لازم را ندارد.

زمانی که زیردستان کارشان را بدون نیاز به حمایت و راهنمایی انجام می‌دهند، در این صورت میزان کیفیت تصمیم رهبر اهمیت ندارد، چونکه بسیار آسان هستند حتی برای زیردستان، و از این رو نیاز به حمایت اضافی ندارد.

تئوری منابع شناختی نقطه مقابل تئوری خصلت است. همچنین فیدلر تئوری مبتنی بر شناخت را با تئوری ناخوشایندترین همکاران پیوند داده است، اشاره می‌کند که امتیازات موقعیت‌های با کنترل بالا عامل اصلی رفتار دستوری است. یک جنبه مهم تئوری منابع شناختی وجود هوش به عنوان عامل اصلی در موقعیت با تنش-کم [Low-stress] در حالی که میزان تجربه برای زمانهای با تنش-بالا [High-stress] مناسب است.


منبع:

§Leadership Theories. Available at the: http://changingminds.org

ترجمه: ایوب موحدزاده



زمان ثبت : چهارشنبه 25 آبان 1390 در ساعت 09:45
نویسنده : ایوب موحدزاده-Aiuob Movahedzadeh
عنوان : رئیـــــس یا رهبـــــــــر

امروزه سازمان‌ها بجای رئیس نیازمند رهبران آگاه و تحولی هستند که در ذیل به برخی تفاوت‌های بین رئیس و رهبر اشاره شده است.


رئیس

رهبر

افراد را وادار می‌کند

به افراد انگیزه می‌دهد

امر و نهی می‌کند

ارشاد و تشویق می‌کند

کارها  را تصحیح می‌کند

کارهای صحیح انجام می‌دهد

ایده های خود را مطرح می‌کند

باعث ایجاد ایده در دیگران می‌شود

در قضاوت سریع است

در فهمیدن سریع است

اول صحبت می‌کند

اول گوش می‌دهد

مهلت تعیین می کند

به افراد کمک می‌کند تا خورشان برنامه ریزی کنند

به مقام و اقتدارش وابسته است

به شخصیت و اراده خود متکی است

ایجاد ترس می‌کند

حمایت و پشتیبانی می کند

او تعیین می‌کند چه چیزی مورد نیاز است

از دیگران می‌پرسد چه چیزی کورد نیاز است

همیشه می‌گوید «من»

همیشه می‌گوید «ما»

نشان می‌دهد چه کسی اشتباه می‌کند

نشان می‌دهد چه چیزی غلط است

روش انجام کار را تعریف می‌کند

کارهایی را که باید انجام شوند، نشان می‌دهد

می گوید به من احترام بگذارید

می‌گوید به یکدیگر احترام بگذارید

 

منبع: اُبُلِتسکی، نیک. مهندسی مجدد و مدیریت دگرگون‌سازی سازمان ها. ترجمه منصور شریفی.



زمان ثبت : چهارشنبه 27 مهر 1390 در ساعت 08:39
نویسنده : ایوب موحدزاده-Aiuob Movahedzadeh
عنوان : جهانی شدن

آیا جهانی شدن چیزی مثل اینترنت است که در حال نفوذ به همه جاست؟ نه؟ پس جهانی شدن چیست؟ چرا نظرات موافق و مخالف زیادی پیرامون جهانی شدن وجود دارد؟


جهانی شدن به چه معناست؟

 «آنتونی گیدنز»-جامعه شناس- جهانی شدن را اینگونه تعریف می‌کند: «جهانی شدن به معنای گسترش روابط اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان است. در یک نظام جهانی، جنبه‌های متعددی از زندگی مردم از سازمان‌ها و شبکه‌های اجتماعی تأثیر می‌پذیرند که هزاران کیلومتر از آن دورتر هستند؛ در این وضعیت جهان را باید به عنوان یک نظام واحد قلمداد کرد».

جهانی شدن به معنای ایجاد فرا ملیت‌ها است. از نظر اقتصادی در روند جهانی شدن شرکت‌های بزرگ از منطقه تأسیس خود جدا می‌شوند و کالاهای خود را در تمام جهان تولید کرده و می‌فرشند. البته نباید توجه نمود که جهانی شدن فقط شامل جنبه‌های اقتصادی نیست.


مزایای جهانی شدن چیست؟

جواب بسیار ساده است. در بحث اقتصادی، پول و در بحث سیاسی، قدرت. برای درک بهتر مزایای اقتصادی جهانی شدن، تصور کنید که شما مسئولیت اداره کارخانه‌ای را بر عهده دارید. اینکه کارخانه شما چه چیزی تولید می‌کند تفاوت چندانی ندارد ولی از آنجایی که امروزه همه تلوزیون نگاه می‌کنند، شاید بهتر باشد که تولید کننده تلوزیون باشید. شما در ژاپن شروع به تولید تلوزیون کرده‌اید اما در ژاپن دیگر کسی نمانده که تلوزیون نداشته باشد و در عین حال قدرت‌های بزرگ الکترونیک هم به شما اجازه ورود به بازار اشباه شده ژاپن را نمی‌دهند. لذا احتیاج خواهید داشت برای بالا بردن فروش خود بازار‌های جدیدی ایجاد کنید و چه بازاری بهتر از کشور در حال توسعه‌ای مانند ایران؟

در ابتدا برای ارزیابی بازار، 1000 دستگاه از تلوزیون‌های خود را به ایران وارد می‌کنید و فروش خوبی هم دارید اما به هر حال شما بدنبال حداکثر سود هستید و بهترین روش رسیدن به سود بیشتر، پایین آوردن هزینه‌ها است. برای این منظور تصمیم می‌گیرید دستمزدی کمتری به کارگران بدهید اما در ژاپن اتحادیه‌های کارگری اجازه این کار را به شما نخواهند داد. از طرف دیگر در بدنه تلوزیون شما از پلاستیک استفاده بسیاری می‌شود اما بدلیل اینکه در ژاپن صنایع نفت و پتروشیمی چندانی وجود ندارد، قیمت پلاستیک در کشور بالاست. در عین حال هزینه گمرکی ورود پلاستیک به ژاپن نیز بالاست زیرا دولت می‌خواهد از خروج پول از ژاپن جلوگیری کند. اینجاست که یک راه حل درخشان برای پایین آوردن هزینه‌های تولید (اعم از حقوق کارگران و مواد اولیه) و راحت‌تر و ارزان‌تر کردن حمل و نقل تلوزیون تولید شما تا ایران به ذهن‌تان می‌رسد: جهانی شدن!

در اولین قدم خط تولید خود را از ژاپن به کشوری مثل نپال انتقال می‌دهید. نپال به ایران نزدیک‌تر است (و این یعنی پول حمل و نقل کمتری می‌پردازید: سود بیشتر) و در عین حال اتحادیه‌های کارگری هم در این کشور وجود ندارد. در نپال پرداخت یک دهم حقوق یک کار گر ژاپنی کافیست تا هر روز هزاران نفر برای استخدام جلوی کارخانه شما صف بکشند. از آنجا که نپال دارای قدرت سیاسی قدرتمندی نیست پس دیگر نیاز به پرداخت هزینه گمرکی نیز نخواهید بود و ...


معایب جهانی شدن چیست؟

گاهی با اعتراضاتی پیرامون جهانی شدن مواجه می‌شویم. کمی عجیب نیست؟ چه اشکالی دارد شما بتوانید در جایی تولید کنید که ارزان‌تر است؟ جواب ساده است: هیچ اشکالی ندارد ولی به شرطی که شما دارای حداقل یک کارخانه، پول کافی برای صادرات محصول و پول کافی برای تأسیس شعبه‌های خود در دیگر کشور‌ها باشید!

 معترضین به روند جهانی شدن به جنبه‌‌های مختلفی از آن اعتراض دارند. آنها در جنبه اقتصادی معتقد هستند که جهانی‌سازی، صنایع کوچک را زیر پاهای قدرتمند خود له می‌کند. فرض کنید همین امروز مک دونالد آمریکایی اجازه بیابد همبرگر‌های یک دلاری مشهور خود را در زیباترین، مجهزترین و پرسرمایه‌ترین رستوران‌های ایران بفروشد. اگر شما یک ساندویچ فروشی معتبر در تهران را اداره می‌کردید چه نظری داشتید؟!


منبع: www.jadi.net      تهیه: گروه مقالات نشریه . پروتو ملت. (1384). نشریه داخلی بانک ملت. سال اول، پیش شماره 8. صص30-32.



   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>